عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

134

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : نبينى كه بخشندگى چون از پشت آدم سرازير شد همگى در دست فضل قرار گرفت . آن‌گاه كه آسمان ابو العباس باران كرم بارد وه چه باران درشت دانه ، وه چه باران ريز دانه ! جود كعب . ( بخشندگى كعب ) جاحظ گفته : همگان حكم بر آن دارند كه حاتم طائى بخشنده‌ترين عرب است ، اگر در جود و بخشش حاتم را مقدم بر هرم مىدانستند جاى سرزنش نبود امّا آنچه از بخشندگى حاتم گفته‌اند به اندكى از آنچه از كعب روايت شده نمىرسد ؛ زيرا كعب جان خود را نثار كرد و در واقع بخشش او را كشت . پس او در بخشش مال با حاتم همسان است امّا در بخشش جان از او جدا مىشود و بر او افزونى مىگيرد . و داستان او چنين بود كه در تموز تابستان با سوارانى درآمد ، مردى از قبيله نمرا بن قاسط نيز با آنها بود . قضا را ، راه گم كردند و تشنگى بر آنها چيره گشت . پس آب [ موجود ] را بخش بخش كردند « 1 » - كعب سر برگردانيد ، نمرى را ديد كه چشمانش به او خيره شده ، پس او را بر خود برگزيد و به آب بخش گفت : برادرت - نمرى - را سيراب كن . نمرى بهرهء آن روز كعب را نوشيد . پس به منزل ديگر فرود آمدند . ماندهء آب را بخش بخش كردند ، نمرى اين بار نيز - چون روز پيشين - چشم به كعب دوخت ، و كعب ، مانند روز گذشته ، آب بخش را فرمود تا بهرهء وى را به او بدهد . چون قوم برخاستند تا راه بيفتند گفتند : كعب ، برخيز و راه بيفت . امّا كعب را ياراى برخاستن نبود - و قضا را به آب نزديك شده بودند . گفتند : كعب ! وارد آب شو . امّا او پاسخ نيز نتوانست و جان گرامى تسليم كرد . مردم همواره به اين حال وى مثل زنند و زيباترين

--> ( 1 ) - متن : تصافنوا . و تصافن عبارت است از بخش بخش كردن آب را به حصه‌ها ؛ چنان كه ريگى در ته آوند مىاندازند و آب بر آن مىريزند چندانكه ريگ را بپوشاند ، آن گاه يكى آن را بياشامد و همچنين ، تا همگى آب نوشند اين كار را در هنگام تنگى آب كنند . ( لغت نامه به نقل از اقرب الموارد ) . ( م . )